غزلیات — امیر معزی
امیر معزی نیشابوری / امیر معزی
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۳ — موی چون غالیه و روی چو دیباست تو را
- شمارهٔ ۱ — بیار آن چه دلِ ما به یکدگر کَشَدا
- شمارهٔ ۲ — ماهرویا ز غم عشق نگه دار مرا
- شمارهٔ ۵ — ز عشق لاف تو ای پیر فوطه پوش خطاست
- شمارهٔ ۷ — مرا نگارا با روی تو چه جای غم است
- شمارهٔ ۴ — شب نماید در صفت زلفین آن بت روی را
- شمارهٔ ۶ — حلقههای زلف جانان تا سراندر سرزده است
- شمارهٔ ۱۰ — ای روی تو رخشندهتر از قبلهٔ زردشت
- شمارهٔ ۹ — گر تو پنداری که رازم بیتو پیدا نیست هست
- شمارهٔ ۱۵ — مشک نقاب قمر خویش کرد
- شمارهٔ ۱۳ — امروز بتم تیغ جفا آخته دارد
- شمارهٔ ۱۱ — از پس پنجاه سال عشق به ما چون فتاد
- شمارهٔ ۱۴ — مرا گذر بهسوی کوی یار باید کرد
- شمارهٔ ۱۲ — امروز بت من سر پیکار ندارد
- شمارهٔ ۸ — خطّی است که بر عارض آن ماه تنیدهست
- شمارهٔ ۱۸ — بنده بودن تورا سزا باشد
- شمارهٔ ۲۰ — عشق یارم هر زمانی منزل اندر دل کند
- شمارهٔ ۲۱ — دام که بر لاله و عنبر نهند
- شمارهٔ ۱۹ — رفت یار و غمی ز یار بماند
- شمارهٔ ۲۳ — سر بر خط عشق تو نهادیم دگربار
- شمارهٔ ۲۲ — جز تو مرا یار و غمگسار نشاید
- شمارهٔ ۱۶ — ترکی که همی بر سمن از مشک نشان کرد
- شمارهٔ ۱۷ — سرو روان چو کوه به کردار ماه کرد
- شمارهٔ ۲۴ — آن شب که مرا بودی وصل تو به کف بر
- شمارهٔ ۲۷ — ای کژدم زلف تو زده بر دل من نیش
- شمارهٔ ۳۱ — از غم عشقت نگارا دیده پرخونکردهام
- شمارهٔ ۲۸ — ای داده روی خوب تو خورشید را نظام
- شمارهٔ ۲۵ — دی نگاری دیدم اندر راه چون بدر منیر
- شمارهٔ ۲۶ — آن زلف نگر بر آن بر و دوش
- شمارهٔ ۳۰ — بسکه من دل را بهدام عشق خوبان بستهام
- شمارهٔ ۲۹ — خبرت هست که در آرزوی روی توام
- شمارهٔ ۳۲ — مشکن صنما عهد که من توبه شکستم
- شمارهٔ ۳۳ — تا دلم بستدی ای ماه و ندادی دادم
- شمارهٔ ۳۴ — دلم را یاری از یاری ندیدم
- شمارهٔ ۳۵ — کرانه گیرم تا خود ز عشق باز کنم
- شمارهٔ ۳۶ — اگر یگانه شوی با تو دل یگانهکنم
- شمارهٔ ۳۹ — جانا کجا شدی که ز بهر تو غم خوریم
- شمارهٔ ۳۷ — صنما ما ز ره دور و دراز آمدهایم
- شمارهٔ ۳۸ — ای پسر ما دل ز تو برداشتیم
- شمارهٔ ۴۶ — ای خوبتر ز یوسف ز این خوبتر مشو
- شمارهٔ ۴۱ — به شب از داغ هجر تو نمیدانم غنود ای جان
- شمارهٔ ۴۵ — عمری گذاشتم صنما در وفای تو
- شمارهٔ ۴۰ — تا دل بود ای دلبر تا جان بود ای جانان
- شمارهٔ ۴۲ — بربود روزگار تو را از کنار من
- شمارهٔ ۴۴ — جانا جفا نکردم هرگز به جای تو
- شمارهٔ ۴۳ — بار دیگر باز گرم افتادم اندر کار او
- شمارهٔ ۴۷ — کی نهم روی دگرباره بر آن روی چو ماه
- شمارهٔ ۴۹ — سنبل است آنکه تو از لاله برانگیختهای
- شمارهٔ ۵۲ — بامدادان راست گو تا رخ کرا آراستی
- شمارهٔ ۵۱ — آن روی به نیکویی خورشید جهانستی
- شمارهٔ ۵۳ — گر یار نگارینم در من نگرانستی
- شمارهٔ ۵۰ — ختنیوار رخ خوب بیاراستهای
- شمارهٔ ۵۴ — نگارا تو دلبند و زیبا نگاری
- شمارهٔ ۵۵ — کافر بچهای سنگدل آوردهٔ غازی
- شمارهٔ ۴۸ — ای آفتاب یغما ای خَلُّخی نژاده
- شمارهٔ ۵۸ — آن صنم کاندر دو لب تنگ شکر دارد همی
- شمارهٔ ۶۰ — دوست دارم که برآشوبی و بیداد کنی
- شمارهٔ ۶۱ — آه ازین کودکان مشکین موی
- شمارهٔ ۵۶ — بر من این رنج و غم آخر به سر آید روزی
- شمارهٔ ۵۹ — ای ترک زبهر تو دلی دارم و جانی
- شمارهٔ ۵۷ — آن که از سنبل نقاب ارغوان آرد همی