نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹ امیر معزی

امیر معزی نیشابوری / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

رفت یار و غمی ز یار بماند

جان زغم زار و تن نزار بماند

دل و یار و نشاط هر سه شدند

عشق و هجران و درد یار بماند

رفت معشوق و عشق باقی ماند

که ز معشوق یادگار بماند

هست چون یار غمگسار عزیز

هرچه از یار غمگسار بماند

شد دل و بردبار عاشق او

بر سر ره به ‌انتظار بماند

جان‌که بد در طریق عشق سوار

در ره عشق آن سوار بماند

خِرَدِ کارْ دیده در ره عشق

سخت عاشق شد و ز کار بماند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره غم و اندوه ناشی از جدایی معشوق است. شاعر بیان می‌کند که با رفتن یار، اندوه و درد در دل باقی مانده و عشق همچنان ادامه دارد. معشوق رفته اما یاد او و خاطراتش در دل‌ها باقی می‌ماند. انتظار عاشق در کنار این دردها و غم‌ها نمایان است، تا جایی که تمامی احساسات و یادهای شیرین و تلخ در مسیر عشق باقی می‌ماند. عشق و انتظار به نوعی همزاد هم هستند و در این مسیر، دل و جان عاشق درگیر این احساسات عمیق می‌شود.