شمارهٔ ۲۳ امیر معزی
امیر معزی نیشابوری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
سر بر خط عشق تو نهادیم دگربار
در دام بلای تو فتادیم دگربار
تا در شکن زلف تو بستیم دل خویش
خون جگر از دیده گشادیم دگربار
از بهر تو ما توبه و سوگند شکستیم
برکف قدحِ باده نهادیم دگربار
سرمایه و پیرایهٔ ما صبر و خرد بود
صبر و خرد از دست بدادیم دگربار
پیمودن با دست سخنهای من و تو
بستوهی و ما بر سر بادیم دگربار
هرچند که بودیم زهجران تو غمگین
امروز به دیدار تو شادیم دگربار
وصل تو چشیدیم و فراق تو کشیدیم
گویی که بمردیم و بزادیم دگربار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر دوباره خود را در دام عشق معشوق مییابد و درد ناشی از عشق را تجربه میکند. او بیان میکند که برای عشق معشوق، توبه و سوگند خود را شکسته و به شادی و شوق دوباره به دیدار او میپردازد. رغم گذشت زمان و رنج فراق، حالا به وصال و خوشحالی از دیدار معشوق نائل آمده است. شاعر با استفاده از تصاویری از عشق و اشتیاق، از تغییرات احساسات خود صحبت میکند و نشان میدهد که عشق، با تمام رنجها و دردهایش، در نهایت به شادی و وصال میانجامد.