شمارهٔ ۲۰ امیر معزی
امیر معزی نیشابوری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عشق یارم هر زمانی منزل اندر دل کند
تا به زیر حلقهٔ زلفش دلم منزلکند
دلکه از من بگسلد منزلکند در زلف او
عشق او کز در درآید منزل اندر دل کند
هرکجا او بگذرد رویش جهان پرگلکند
هرکجا من بگذرم چشمم زمین پرگل کند
گاه ازو بیم فراق است وگهی امید وصل
بیم و امیدش همه کار مرا مشکل کند
صورتش هر ساعتی در پیش چشم آید مرا
تا دگر باره مرا از خویشتن غافل کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به معشوقش بیان میکند. او میگوید که عشق یار همیشه در دل او باقی است و حضور او باعث میشود که دلش آرامش یابد. شاعر به زلف معشوق اشاره میکند که دلش را به خود جلب میکند و او را از خود بیخود میسازد. او همچنین از درد جدایی و امید به وصال سخن میگوید که این احساسات متضاد زندگی او را سخت و پیچیده میکند. بهطور کلی، شعر عواطف عاشقانه و تنشهای ناشی از عشق را به تصویر میکشد.