شمارهٔ ۳ امیر معزی
امیر معزی نیشابوری / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
موی چون غالیه و روی چو دیباست تو را
عقده از غالیه بر دیبا زیباست تو را
مرده از دو لب شیرینت همی زنده شود
در دو لب گویی افسون مسیحاست تو را
عاشق و شیفته سرو صنوبر شدهام
زانکه چون سرو صنوبر قد و بالاست تو را
قبله زی خلخ و یغماست مرا تا بزیم
زانکه اصل و نسب از خلخ و یغماست تو را
شادی جان من است آن صدف مرجان رنگ
که درو سی و دو تا لولو لالاست تو را
تویی آن سرو خرامنده که در باغ جمال
با گل و لاله همه ساله تماشاست تو را
تویی آن ماه دو هفته که در برج نشاط
زهره برده است و میان بسته به جوزاست تو را
بیش روی تو همی سجده برد قیصر روم
تا به خورشید سر از ملک چلیپاست تو را
نیست از جملهٔ خوبان و ظریفان جهان
یکتن از بنده و آزاد که همتاست تو را
پشت خوبان همه در خدمت تو هست دو تا
زانکه در خدمت خسرو دل یکتاست تو را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوقه پرداخته و معانی عمیق عشق و شیدایی را بیان میکند. شاعر با استفاده از تشبیهات مختلف، مانند "موی چون غالیه" و "روی چو دیبا"، زیباییهای ظاهری معشوق را به تصویر میکشد. او از شیرینی لبهای معشوق به عنوان عاملی حیاتبخش یاد میکند و خود را عاشق قد و بالای او میداند. شاعر به ریشههای قومی معشوق اشاره میکند و او را به عنوان منبع شادی و سرزندگی در زندگی خود معرفی میکند. همچنین، معشوق را به عنوان بهترین و بینظیرترین موجود در میان دیگران توصیف میکند، به گونهای که هیچ کس نمیتواند به او برابری کند. در کل، شعر بیانگر عشق عمیق، تحسین زیبایی و شگفتی از ویژگیهای خاص معشوق است.