شمارهٔ ۴۸ امیر معزی
امیر معزی نیشابوری / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
ای آفتاب یغما ای خَلُّخی نژاده
هم ترک ماه رویی هم حور ماه زاده
هستی به مهر و خدمت استاده و نشسته
هم در دلم نشسته هم پیشم ایستاده
گه راز منگشایی زان زلفکان بسته
گه اشک منگشایی زان دو لبگشاده
تو سیم ساده داری در زیر مشک سوده
من لعل سوده دارم بر روی سیم ساده
گر بی تو شادی آرم یارم مباد شادی
ور بیتو باده نوشم نوشم مباد باده
دارم ز دست عشقت دو دست بر سر و دل
بر سر یکی فکنده بر دل یکی نهاده
از دیده آب ریزم وز دل فروزم آتش
با هر دو چیز هستم خرمن به باد داده
دیدم بسی عجایب زین طرفهتر ندیدم
چشمی پرآب و آتش بر خرمن اوفتاده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و زیبایی معشوق پرداخته است. شاعر معشوق را با صفات زیبایی چون "آفتاب یغما" و "ترک ماه رویی" توصیف میکند و از احساسات عمیق خود نسبت به او سخن میگوید. او بیان میکند که معشوق در دلش نشسته و همیشه در کنار اوست، مانند رازهایی که گاهی فاش میشود. شاعر از درد و رنج عشق میگوید و اینکه بدون معشوق هیچ شادی و لذتی برای او وجود ندارد. همچنین اشاره میکند که عشقش تا چه حد عمیق و آتشین است و به نوعی به تناقضاتی که در عشق تجربه کرده، اشاره دارد. در نهایت، شاعر به زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر زندگیاش تأکید میکند.