نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰ امیر معزی

امیر معزی نیشابوری / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ختنی‌وار رخ خوب بیاراسته‌ای

چگلی‌وار سر زلف بپیراسته‌ای

این همه صنعت و آرایش و پیرایش چیست

گرنه آشوب و بلای دل من خواسته‌ای

باغبانی ز که آموخته‌ای جان پدر

که سمن برگ به شمشاد بیاراسته‌ای

گر بود خواسته و عمر گرانمایه و خوش

خوشتر از عمر گرانمایه و از خواسته‌ای

همه قصد تو به تاراج دل و جان من است

بامدادان مگر از خانه مرا خواسته‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و آرایش ظاهری معشوق پرداخته و از او سوال می‌کند که این همه هنر و زیبایی را از کجا آموخته است. شاعر با زبانی عاشقانه به احساسات خود اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که تمام این زیبایی‌ها فقط برای ویرانی دل اوست. در انتها، به نوعی از معشوق می‌پرسد که آیا هدفش از این زیبایی‌ها تنها تسخیر دل اوست یا اینکه از او خواسته‌ای داشته است.