نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸ امیر معزی

امیر معزی نیشابوری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خطّی است‌ که بر عارض آن ماه تنیده‌ست

یا دست فلک غالیه بر ماه‌ کشیده‌ست

یا رهگذر مورچگان است به ‌گلبرک

یا بر سمن تازه بنفشه بدمیده‌ست

در جمله یکی خط بدیع است‌که آن خط

صد توبه شکسته است و دو صد پرده دریده‌ست

من عاشق آن تُرک پریزاد که او را

هم جعد پریشیده و هم زلف خمیده‌ست

صورتگر چین از حسد صورت خوبش

هم خامه شکسته است و هم انگشت‌ گَزیده‌ست

من از همه املاک دلی دارم و جانی

و اندر دل و جانم گل شادی شکفیده‌ست

دل دوستی یار دلارام‌ گرفته است

جان بندگی شاه جهاندار گزیده‌ست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است درباره زیبایی و جذابیت یک معشوق. شاعر در آن به توصیف خط و زیبایی ظاهری او می‌پردازد و از آن به عنوان یک هنرمند با دست‌های GOLDEN که آثار هنری می‌سازد یاد می‌کند. همچنین شاعر به احساسات عمیق خود نسبت به معشوق اشاره دارد و او را ترکیبی از زیبایی و جذابیت معرفی می‌کند. در نهایت، او عشق و محبتش را به معشوق به تصویر می‌کشد، به طوری که دل و جانش را به او تقدیم کرده است.