نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۴ - در مدح صدر اجل خواجه مجیرالدین محمد انوری

انوری ابیوردی / قصاید / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

زهی کلک تو اندر چشم دولت کحل بیداری

به عونش کرده مدتها جهانداران جهانداری

مجیر دولت و دنیا و اندر دیدهٔ دولت

ز رای تست بینایی ز بخت تست بیداری

جهان مهر و کینت وجه ساز نعمت و محنت

سپهر عفو و خشمت نقشبند عزت و خواری

به آسانی فکندی سایهٔ حشمت بر آن پایه

که نور آفتاب آنجا نگردد جز به دشواری

بزرگیهات را روزی تصور کرد عقل کل

نهایت را درو سرگشته دید از چه ز بسیاری

اگر بر گوهر می سایه‌ای افتد ز پاس تو

نبیند تا قیامت هیچ مستی پشت هشیاری

وگر داند که تشریف قبول خدمتت یابد

ستاند سایه از پس رفتن خصم تو بیزاری

تو آن صدری که عالم را کمال آمد وجود تو

نگر تا خویشتن را کمتر از عالم نپنداری

در اوصاف تو عاجز گشته‌ام یارب کجا یابم

کسی کاندر بیابان این دهد طبع مرا یاری

ز لطف آن کرده‌ای با جان غمناکم که در شبها

کند با کشتهای تشنه بارانهای آذاری

به تشریف زیارت رتبتی دادی مرا کاکنون

چو اقبال تو در عالم نمی‌گنجم ز جباری

مرا اندازهٔ تمهید عذر آن کجا باشد

ولیکن چون کنم لنگی همی پویم به رهواری

ترا لطف تو داعی بود اگرنه کس روا دارد

که رخت کبریا هرگز به چونان کلبه‌ای آری

نزولت نزد من بود ای پیت از پی مبارک‌تر

نزول مصطفی نزدیک بو ایوب انصاری

همین می‌کن که جاویدان مدد بادا ز توفیقت

که هرگز کس پشیمانی ندیدست از نکوکاری

سه عادت داری اندر جملهٔ ادیان پسندیده

یکی رادی دگر چه راستی پس چه کم آزاری

الا تا خاک را از گوهرش خیزد گران سنگی

الا تا باد را از عنصرش زاید سبکساری

روانی باد فرمان ترا چون آب در گیتی

که چون آتش به برتر بودن ازگیتی سزاواری

بمان چندان که گیتی عمر در عهد تو بگذارد

که تا دوران گیتی را به کام خویش بگذاری

موافق مضطرب از نکبتی نه از طربناکی

مخالف سرخ‌رو از نعمتی نه از نگونساری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش virtues و ویژگی‌های مثبت شخصیتی پرداخته و به عواطف و حالات روحی انسان‌ها اشاره دارد. شاعر از قدرت و نفوذ شخصی که مورد خطاب قرار داده، صحبت می‌کند و به اثرات مثبت او بر جامعه و جهان می‌پردازد. او به بیداری عقل و توجه به حقیقت اشاره می‌کند و می‌گوید که این شخص با وجود دشواری‌ها و چالش‌ها، سایه‌ای بزرگ و حشمت را بر جامعه می‌فکند. در ادامه، شاعر از عشق و محبت خداوند صحبت کرده و به این نکته اشاره می‌کند که هر انسان باید خود را کمتر از دیگران نپندارد و بزرگ‌منشی را در خضوع و خدمت به دیگران بیابد. همچنین، عمل نیکو و کارهای پسندیده در دینی که به آن اعتقاد دارند مورد ستایش قرار گرفته و در پایان، شاعر از این خواسته است که نعمت‌ها و برکت‌ها در زندگی ادامه پیدا کند و تا زمانی که عمر جهان برقرار است، آن شخص به بزرگ‌منشی و نیکویی خود ادامه دهد.