نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۶ - در مدح ناصرالدین طوطی‌بک انوری

انوری ابیوردی / قصاید / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)

ای رفته به فرخی و فیروزی

باز آمده در ضمان به‌روزی

بر لالهٔ رمح و سبزهٔ خنجر

در باغ مصاف کرده نوروزی

چون تیر نهاده کار عالم را

یک ساعت در کمان تو گوزی

تو ناصر دینی و ازین معنی

یزدان همه نصرتت کند روزی

در حمله درنده‌ای و دوزنده

صف می‌دری و جگر همی دوزی

پروانه سمندر ظفر باشد

چون مشعلهٔ سنان بیفروزی

فرزین بنهی به طرح رستم را

آنجا که به لعب اسب کین‌توزی

صد شه به پیاده پی براندازد

آنرا که تو بازیی بیاموزی

می‌ساز به اختیار من بنده

تا خرمن فتنها همی سوزی

ای روز مخالفانت شب گشته

می خور به مراد خود شبانروزی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش از شادی و پیروزی می‌پردازد و به شخصی اشاره دارد که به فضل و نصرت الهی، در میدان جنگ موفق می‌شود. شاعر از ویژگی‌های این شخص سخن می‌گوید و او را به عنوان ناصر دین و حامی عدالت معرفی می‌کند. همچنین، به قدرت و شجاعت او در مواجهه با دشمنان اشاره شده و نوید می‌دهد که با کمک خداوند، این فرد به پیروزی دست خواهد یافت. در نهایت، شاعر آرزو می‌کند که دشمنان او در تاریکی و ناامیدی به سر ببرند و او به مراد و کامیابی برسد.