نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۱ - تقاضای تشریف از مخدوم انوری

انوری ابیوردی / قصاید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای خداوندی که هرکه از طاعتت سربرکشد

روزگارش خط خذلان تا ابد بر سر کشد

گر سموم قعر تو بر موج دریا بگذرد

جاودان از قهر دریا باد خاکستر کشد

ور نسیم لطف تو بر شعلهٔ دوزخ وزد

دلو چرخ از دوزخ آب زمزم و کوثر کشد

رونق عالم تصرفهای کلکت می‌دهد

ورنه تاثیر حوادث خط به عالم درکشد

بر مسیر کلک تو ترتیب عالم واجبست

تا به استحقاقش اندر سلک نفع و ضر کشد

تیر گردون کیست باری در همه روی زمین

کو به دیوان قدر یک حرف بر دفتر کشد

گر ز بهر تیر شه گلبن کند پیکان رواست

بید باری کیست کاندر باغ شه خنجر کشد

صاحبا گر بنده را تشریف خاصت آرزوست

تا بدان دامن ز جیب آسمان برتر کشد

کیست آخر کو نخواهد کز پی تشریف تو

ذیل تاریخ شرف در عرصهٔ محشر کشد

آسمان را گر نوید جامهٔ سگبان دهی

در زمان ذراعهٔ پیروزه از سر برکشد

تا عروس بوستان را دست انصاف بهار

از ره مشاطگی در حیله و زیور کشد

رونق بستان عمرت باد تا این شعر هست

کابر آذاری همی در بوستان لشکر کشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به طور کلی به عظمت و قدرت خداوند اشاره دارد و از تأثیرات اینکه چه کسی از فرمان او سرپیچی کند، صحبت می‌کند. خداوند به عنوان خالق و مالک جهان، آثار و حوادث را زیر نظر دارد و بر مسیر زندگی انسان‌ها نظارت می‌کند. این شعر به زیبایی‌های خلقت و تأثیرات آن در زندگی اشاره کرده و نشان می‌دهد که چگونه لطف و قهر الهی می‌تواند زندگی انسان‌ها را دگرگون کند. در نهایت، شاعر خواهان رونق و شکوه است و آرزو دارد که عمرش تا زمانی که این شعر وجود دارد، پر از نعمت باشد.