غزل شمارهٔ ۱۳ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
در همه عالم وفاداری کجاست
غم به خروارست غمخواری کجاست
درد دل چندان که گنجد در ضمیر
حاصلست از عشق دلداری کجاست
گر به گیتی نیست دلداری مرا
ممکن است از بخت دلباری کجاست
اندرین ایام در باغ وفا
گر نمیروید گلی خاری کجاست
جان فدای یار کردن هست سهل
کاشکی بودی مرا، یاری کجاست؟
در جهانِ عّاشقی بینم همی
یک جهان بیکار و سر. کاری کجاست؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر پرسشهایی را درباره وفاداری، غم و درد دل مطرح میکند. شاعر از فقدان عشق و دلداری در زندگی خود ابراز ناامیدی میکند و به دنبال نشانهای از وفا و امید در جهان میگردد. او به عواطف عمیق عاشقانهاش اشاره کرده و از نبود یاری و حمایت در این مسیر شکایت دارد. در نهایت، او به خلأی در دنیای عاشقی اشاره میکند که پر از بیکاری و بیثمر است.