غزل شمارهٔ ۱۴۰ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای دلبر عیار ترا یار توان بود
غمهای ترا با تو خریدار توان بود
با داغ تو تن در ستم چرخ توان داد
با یاد تو اندر دهن مار توان بود
بر بوی گل وصل تو سالی نه که عمری
از دست گل وصل تو پر خار توان بود
در آرزوی شکر و بادام تو صد سال
بر بستر تیمار تو بیمار توان بود
صد شب به تمنای وصال تو چو نرگس
بینرگس بیمار تو بیدار توان بود
آنجا که مراد تو به جان کرد اشارت
با خصم تو در کشتن خود یار توان بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به محبوب خود خطاب میکند و بیان میکند که برای او تحمل غمها آسان است و با یاد و عطر او، میتوان به سختیهای زندگی ادامه داد. او از امید به وصال محبوب صحبت میکند و اشاره میکند که برای رسیدن به او، میتواند سالها منتظر بماند و در هر شرایطی دست از آرزو برندارد. همچنین، شاعر به طعنه به سختیهای عشق و معشوقی که همواره در دلش است، اشاره میکند و بیان میکند که حتی در رویارویی با دشمنان، عشق او قوت قلب است.