نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۵ انوری

انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

هرکه دل بر چون تو دلداری نهد

سنگ بر دل بی‌تو بسیاری نهد

وانکه را محنت گلی خواهد شکفت

روزگارش این چنین خاری نهد

وانکه جانش همچو دل نبود به کار

خویشتن را با تو در کاری نهد

تحفه سازد گه گهم آن دل ظریف

آرد و در دست خونخواری نهد

نیک می‌کوشد خدایش یار باد

بو که روزی دست بر یاری نهد

عشق گفت این هجر باری کیست و چیست

خود کسی بر دل ازو باری نهد

بار پای اندر میان خواهد نهاد

تا به وصلت روز بازاری نهد

هجر گفت از جانب تو راست شد

اینت سودا و هوس آری نهد

یار پای اندر میان ننهد ولیک

انوری سر در میان باری نهد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و رنج دل‌باختگان است. شاعر بیان می‌کند که هر کسی که دل به عشق معشوق دهد، در سختی‌ها و رنج‌های فراوانی گرفتار خواهد شد. اگر کسی بخواهد در دلش گلی بکارید، باید از خارهای بسیار گذر کند. همچنین، اگر کسی دل و جانش به کار عشق مشغول نباشد، نمی‌تواند خود را با محبوبش پیوند بزند. عشق به انسان محنت و درد می‌دهد و هجران باعث می‌شود که دل آدمی بار سنگینی را تحمل کند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که جدایی دردناک است و کسی نمی‌تواند به راحتی این بار سنگین را تحمل کند.