غزل شمارهٔ ۱۶۹ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
تختهٔ عشق برنوشتم باز
برنویس ای نگار تختهٔ ناز
تا بر استاد عاشقی خوانیم
روزکی چند باب ناز و نیاز
ورقی باز کن ز عهد قدیم
باز کن خاک عشوه از سر آز
هین که روز و شب زمانه همی
ورق عمرمان کنند فراز
چند گویی زمانه در پیش است
بر وفای زمانه هیچ مناز
قصه کوتاه کن که کوته کرد
روز امید انتظار دراز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به عشق و عاشقی اشاره میکند و خواستار نوشتن روی تخته عشق است. او از نگار میخواهد که به یاد روزهای گذشته، عشق و محبت را دوباره به تصویر بکشد. شاعر به گذر زمان اشاره میکند و میگوید که عمر ما به سرعت در حال سپری شدن است و نباید به وعدههای زمانه دل خوش کنیم. در پایان، او خواستار کوتاه کردن قصهها و قطع کردن انتظارهای طولانی است.