نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹۲ انوری

انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای مسلمانان ز جان سیر آمدم

بی‌نگارم از جهان سیر آمدم

گر نبودی جان که دیدی هجر او

از وجود خود از آن سیر آمدم

شادیی باید ز غم آخر مرا

از غم آن دلستان سیر آمدم

از دلم هرگز نپرسد آن نگار

از مراعات زمان سیر آمدم

گفتم از صفرا ز من سیر آمدی

گفت آن کافر که هان سیر آمدم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به حسرت و جدایی از معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که از درد و غم عشق سیر آمده است. او به بی‌تابی و دوری از محبوب خود اشاره دارد و از جان‌سیر بودنش می‌گوید. همچنین، به نوعی به تلخی و حوادث زمان اشاره دارد که او را از خوشی‌ها دور کرده است. در نهایت، گوینده می‌نویسد که حتی اگر از او سوالی در مورد دلش بپرسند، جواب نخواهد داد، چرا که او از غم و درد جدایی رنج می‌برد.