غزل شمارهٔ ۲۴۴ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای بتِ یغما! دلم یغما مکن
شادمان جانِ مرا شیدا مکن
رویِ خوب از چشمِ من پیدا مدار
رازِ پنهانِ مرا پیدا مکن
ملکِ زیبایی مسلم شد تو را
شکرِ آن را باز نازیبا مکن
در سرِ کبر و جفا هر ساعتی
با چو من سوداییای صفرا مکن
بدهم ار امروز جان خواهی ز من
بوسه خواهم وعدهٔ فردا مکن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار از یغما (ویرانی) دلی سخن میگوید که نخواهد کرد و از محبوب خود درخواست میکند که به او آسیب نرساند. او به زیبایی محبوب اشاره میکند و نمیخواهد که زیباییاش کم شود. همچنین از او میخواهد که به خودبینی و ظلم نپردازد و اگر روزی جانش را خواست، وعدهای برای فردا ندهد. این اشعار به احساسات عاشقانه و آسیبپذیری شاعر اشاره دارند.