نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۵ انوری

انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

ز من چهرهٔ خویش پنهان مکن

جهان بر دل من چو زندان مکن

سلامی که می‌گفته‌ای تاکنون

اگر بیشتر نیست کم زان مکن

اگر در دل تو مسلمانی است

پس آهنگ خون مسلمان مکن

سخن بازگیری ز چاکر همی

مکن جان مکن جان مکن جان مکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر از معشوق می‌خواهد که چهره‌اش را پنهان نکند و به او تماسی نگیرد؛ او احساس می‌کند که دوری معشوق مانند زندانی روی دلش است. شاعر از معشوق می‌خواهد که اگر قبلاً سلامی گفته است، آن را کم نکند و اگر در دلش احساس مسلمان بودن دارد، نباید به او آسیب برساند. در پایان، شاعر از معشوق تقاضا می‌کند که با او سخن بگوید و به او جانش را نگیرد.