نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۹ انوری

انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای باد صبحدم خبری ده ز یار من

کز هجر او شدست پژولیده کار من

او بود غمگسار من اندر همه جهان

او رفت و نیست جز غم او غمگسار من

بی‌کار نیستم که مرا عشق اوست کار

بی‌یار نیستم چو غمش هست یار من

هرگونه‌ای شمار گرفتم ز روز وصل

هرگز نبود فرقت او در شمار من

کو آن کسی که کرد شکایت ز روزگار

تا بنگرد به روز من و روزگار من

پرخون دل و کنار همی خوانم این غزل

بربود روزگار ترا از کنار من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این غزل، شاعر از حال و روز خود در نتیجه دوری از معشوق سخن می‌گوید. او از غم‌های ناشی از جدایی و تاثیر آن بر زندگی‌اش می‌نالد. معشوق او تنها مرهم دردهایش بوده و حالا که رفته، تنها غم او باقی مانده است. شاعر تاکید می‌کند که عشق او تمام وجودش را فرا گرفته و فرقی نمی‌کند که در کنار معشوق باشد یا نه، زیرا غم او همیشه با اوست. او به دیگران می‌گوید که روزگار چقدر بر او سخت گذشته و از دل خونین خود خبر می‌دهد.