غزل شمارهٔ ۲۵۱ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
ایمن ز عارض تو این خط سیاه تو
گویی که به روم آمد از زنگ سپاهِ تو
بر غبغبِ چون سیمت از خطِ سیه گویی
مشک است طرازنده بر طرهٔ ماه تو
تا ابرِ تو را دیدم بر گردِ مهِ روشن
چون رعد همی نالم هر لحظه ز ماهِ تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند. خط سیاه بر چهره او را به نشانهای از زیبایی شبیه به زنگ سپاه رومیان میداند. او صورت معشوق را چون مشک میبیند که بر روی موی ماهش قرار گرفته است و از زیبایی او شگفتزده شده است. شاعر همچنین از احساس خود وقتی به معشوق نگاه میکند صحبت میکند که با دیدن او، همچون رعد، ناله کرده و از زیباییاش به وجد میآید.