غزل شمارهٔ ۲۶۵ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
تا که دستم زیر سنگ آوردهای
راستی را روز من شب کردهای
از غم عشق تو دل خون میخورد
وای آن مسکین که با او خوردهای
یک به ریشم کم کن از آهنگ جور
گرنه با ایام در یک پردهای
دل همی دزدی و منکر میشوی
بازیی نیکو به کو آوردهای
با چنین دست اندرین بازی مگر
سالها این نوع می پروردهای
انوری دم درکش و تسلیم کن
کین ستم بر خویشتن خود کردهای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، غم و درد عشق بیان شده است. شاعر از حال ناخوشایند خود میگوید و آن را ناشی از ستمهای عشق میداند. او به معشوقهاش انتقاد میکند که با رفتارهایش زندگی او را در شب و روز تیره و تار کرده است. شاعر از او میخواهد که از ظلم و بیتوجهی خود کم کند و بر درد دل او رحم کند، چرا که این بازیها و رفتارها سالهاست که ادامه دارد و به او آسیب زده است. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که این ستمهایی که بر خود میکند، نتیجه رفتارهای معشوقش است.