نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۶۶ انوری

انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

دامن اندر پای صبر آورده‌ای

پس به بیداد آستین برکرده‌ای

هر زمان گویی چه خوردم زان تو

بیش از این چبود که خونم خورده‌ای

یک به دستم کم کن از آهنگ جور

گرنه با ایام در یک پرده‌ای

خون همی ریزی و فارغ می‌روی

بازیی نیکو به کو آورده‌ای

باری از خون منت گر چاره نیست

هم تو کش چون هم توام پرورده‌ای

انوری خود کرده را تدبیر چیست

زهرخند و خون‌گری خود کرده‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از حال و روز خود شکایت می‌کند و به طرف مقابل می‌نالد که با ظلم و بی‌رحمی‌اش به او آسیب زده است. او می‌گوید که صبر کرده، اما دیگر طاقت او تمام شده است. شاعر در عین حال به این نکته اشاره می‌کند که چگونه طرف مقابل از او سوء استفاده کرده و خونش را می‌خورد. او از طرف مقابل می‌خواهد که کمی از ظلم و ستم خود بکاهد، زیرا در غیر این صورت دچار مشکلات بیشتری خواهد شد. در پایان، شاعر به خود و وضعیتش اشاره می‌کند و از زهرخندها و غم خود سخن می‌گوید، در حالی که از سختی‌هایی که تحمل کرده رنج می‌برد.