نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۷۳ انوری

انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چه ناز است آنکه اندر سرگرفتی

به یک‌باره دل از ما برگرفتی

ز چه بیرون به نازی درگرفتم

برون ز اندازه نازی برگرفتی

تو را گفتم که: با من آشتی کن

رها کرده رهی دیگر گرفتی

دریغ آن دوستی با من به یک‌بار

شدی در جنگ و خشم از سر گرفتی

نهادی بر شکر ماشوره‌یِ سیم

پس آن‌گه لعل در شکّر گرفتی

مرا در پایِ غم کشتی و رفتی

هوایِ دیگری در بر گرفتی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به معشوق خود اشاره می‌کند که با یک بار دلش را از او برگرفته و به سرنوشت دیگری رو آورده است. او از معشوقش درخواست کرده که با او آشتی کند، اما معشوق به جای این کار، در جنگ و خشم خود را غرق کرده و دوستی را که یکبار داشتند، رها کرده است. شاعر احساس می‌کند که در دلش غم و درد ایجاد شده و معشوق به سمت شخص یا چیزی دیگر رفته است. اشاره‌هایی به شیرینی و تلخی عشق نیز در این شعر دیده می‌شود.