غزل شمارهٔ ۲۷۷ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
گر ترا روزی ز ما یاد آمدی
دل کجا از غم به فریاد آمدی
خرمن اندوه کی ماندی به جای
گر ز سوی وصل تو باد آمدی
کاشکی بر دست کار چاپکی
بخت ما با چشمت استاد آمدی
نام بیداد از جهان برخاستی
گر ز زلفت گه گهی داد آمدی
ور به جانی وصل تو ممکن شدی
عاشقت پیوسته دلشاد آمدی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به یاد یار و زیبایی او میاندیشد و از فراموشی و غم خود میگوید. او آرزو میکند که کاش بختش به کمک چشمان یار بیاید و از درد و بیداد دنیا رهایی یابد. شاعر همچنین از امید به وصال یار سخن میگوید و از اینکه در آن صورت، عشقش او را همیشه شاد خواهد کرد.