نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۴ انوری

انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

روی چون ماه آسمان داری

قد چون سرو بوستان داری

دل تو داری غلط همی گویم

نه به جان و سرت که جان داری

در میان دلی و خواهی بود

خویش را چند بر کران داری

راز من در غمت چو پیدا شد

روی تا کی ز من نهان داری

گر نهانی و بی‌وفا چه عجب

جانی و عادت جهان داری

از غمت روی بر زمین دارم

وز جفا سر بر آسمان داری

چند ازین گرچه برگ این دارم

چند از آن گرچه جای آن داری

چون گرانی همی بخواهی برد

سر چه بر انوری گران داری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به ستایش زیبایی معشوق می‌پردازد و او را با ویژگی‌های طبیعی مانند ماه و سرو مقایسه می‌کند. شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق بیان می‌کند و می‌گوید که اگرچه عشق و دل‌باختگی دردآور است، اما این احساسات همچنان ادامه دارند. او از نهان‌داشتن راز خود در غم معشوق صحبت می‌کند و به نوعی دل‌تنگی و انتظار برای نزدیکی اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر از بار سنگین عشق و جفاهایی که می‌بیند، سخن می‌گوید و این احساسات را به تصویر می‌کشد.