غزل شمارهٔ ۲۸۸ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
یک دم به مراعات دلم گرم نداری
یک ذره مرا حرمت و آزرم نداری
من دوست ندارم که ترا دوست ندارم
تو شرم نداری که ز من شرم نداری
این مرکب بیداد تو توسن چو دل تست
وانرا چو بر خویش چرا نرم نداری
در دفتر تندی و درشتی که همانا
یک سوره برآید که تو آن برم نداری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از بیتوجهی و بیاحترامی معشوق به احساساتش شکایت میکند. او احساس میکند که معشوق به او محبت نمیکند و هیچ گونه شرم و حیا از این مسأله ندارد. همچنین، شاعر نشان میدهد که دلش برای این وضعیت ناراحت است و نمیتواند بیخیال باشد. در نهایت، او به این نکته اشاره میکند که رفتار تند و درشت معشوق، بر دلش تاثیر گذاشته و هیچ نشانهای از محبت از او نمیبیند.