غزل شمارهٔ ۴۴ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
روی برگشتنم از روی تو نیست
که جهانم به یکی موی تو نیست
زان ز روی تو نگردانم روی
که به جز روی تو چون روی تو نیست
هیچ شب نیست که اندر طلبت
بسترم خاک سر کوی تو نیست
هیچ دم نیست که بر جان و دلم
داغی از طعنهٔ بدگوی تو نیست
نیست با این همه آزرم ازو
زانکه بی تعبیهٔ بوی تو نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق عمیق و دلبستگی شاعر به معشوقش است. شاعر میگوید که بازگشت او از علاقهاش به معشوق نیست، زیرا جهانش بدون او معنایی ندارد. او تأکید میکند که هیچ چیز و هیچ شب بدون یاد معشوقش برایش وجود ندارد. طعنهها و سخنانی که از دور به او میرسد نیز نمیتواند از عشقش بکاهد. به طور کلی، این شعر نشاندهنده وابستگی و اشتیاق عمیق شاعر به محبوبش است.