غزل شمارهٔ ۶ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گر باز دگرباره ببینم مگر او را
دارم ز سر شادی، بر فرقِ سر او را
با من چو سخن گوید جز تلخ نگوید
تلخ از چه سبب گوید چندین شکر او را
سوگند خورم من به خدا و به سر او
کاندر دو جهان دوست ندارم مگر او را
چندان که رسانید بلاها به سر من
یا رب مرسان هیچ بلایی به سر او را
هر شب ز بر شام همی تا به سحرگه
رخساره کنم سرخ ز خون جگر او را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق و اندوه شاعر است. او از عشق خود به کسی صحبت میکند که اگر دوباره او را ببیند، سرشار از شادی خواهد شد. با این حال، وقتی که با او سخن میگوید، صحبتهایش تلخ است و این تلخی را از دلیل خاصی نمیداند. شاعر به خدا سوگند میخورد که در این جهان دوستش تنها همان شخص است و از اینکه مصیبتها بر او نازل شده، رنج میکشد. او از خدا درخواست میکند که هیچ بلایی بر سر محبوبش نرساند و هر شب از درد فراق او، قلبش میسوزد و صورتش را با خون جگرش سرخ میکند.