نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۱ انوری

انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

یار گرد وفا نمی‌گردد

حاجتی زو روا نمی‌گردد

ما به گرد درش همی گردیم

گرچه او گرد ما نمی‌گردد

یک زمان صحبت جدایی یار

از بر ما جدا نمی‌گردد

هیچ شب نیست تا ز خون جگر

بر سرم آسیا نمی‌گردد

مبتلاام به عشق و کیست که او

به غمش مبتلا نمی‌گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس تنهایی و درد عمیق عشق اشاره دارد. شاعر از وفای یار صحبت می‌کند که به او وفا نمی‌کند و در عوض، او همیشه به دور یار می‌چرخد. همچنین از جدایی و سختی‌ها می‌گوید که همواره با او هست و شب و روز بر اثر این غم رنج می‌کشد. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که همه انسان‌ها در عشق دچار مشکل و رنج می‌شوند.