نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۶ انوری

انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

بدیدم جهان را نوایی ندارد

جهان در جهان آشنایی ندارد

بدین ماه زرینش در خیمه منگر

که در اندرون بوریایی ندارد

به عمری از آن خلوتی دست ندهد

که بیرون از این خیمه جایی ندارد

به نادر اگر بازی راست بازد

نباشد که با آن دغایی ندارد

نیاید به سنگی در انگشت پایی

که تا او درو دست و پایی ندارد

به معشوق نتوان گرفتن کسی را

که تا اوست با کس وفایی ندارد

بکش انوری دست از خوان گیتی

چنین چرب و شیرین ابایی ندارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف جهانی پرداخته که بی‌نوا و بی‌آشفتگی است. او به زیبایی‌های ظاهری ماه زرین در خیمه‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید که درون آن چیزی برای نگرانی وجود ندارد. زندگی، به اعتقاد او، از خلوتی که در این خیمه دارد، جدا نمی‌شود و در آن بیرون هیچ جایی نیست. همچنین، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که انسان نمی‌تواند با کسی که وفایی ندارد، ارتباطی برقرار کند. در انتها، او از دست کشیدن از لذت‌های دنیا می‌گوید، چرا که این لذات به حقیقت معنی ندارد.