نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۱ انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

با فلک دوش به خلوت گله‌ای می‌کردم

که مرا از کرم تو سبب حرمان چیست

این همه جور تو با فاضل و دانا ز چه جاست

وین همه لطف تو با بی‌هنر و نادان چیست

فلکم گفت که ای خسرو اقلیم سخن

با منت بیهده این مشغله و افغان چیست

شکر کن شکر که در معرض فضلی که تراست

گنج قارون چه بود مملکت خاقان چیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

نویسنده در این شعر به گفتگو با فلک می‌پردازد و از او می‌پرسد که چرا او از لطف و کرم معشوق محروم مانده است. او از بی‌عدالتی‌هایی که در برخورد با دانشمندان و فرزانه‌ها وجود دارد شکایت می‌کند و می‌خواهد بداند که دلیل این تفاوت برخورد چیست. فلک به او پاسخ می‌دهد که باید شکرگزار باشد که در معرض فضایل و نعمت‌ها قرار دارد، زیرا این موقعیت ارزشمندتر از گنج‌های دنیاست.