شمارهٔ ۹۸ - در مدح موئیدالدین مودودشاه انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بازآمد آنکه دولت و دین در پناه اوست
دور سپهر بندهٔ درگاه جاه اوست
مودودشه موئید دین پهلوان شرق
کامروز شرق و غرب جهان در پناه اوست
گردون غبار پایهٔ تخت بلند اوست
خورشید عکس گوهر پر کلاه اوست
سیر ستارگان فلک نیست در بروج
بر گوشهای کنگرهٔ بارگاه اوست
چشم مسافران ظفر نیست بر قدر
بر سمت ظل رایت و گرد سپاه اوست
ای بس همای بخت که پرواز میکند
در سایهای که بر عقب نیکخواه اوست
هم سبز خنگ چرخ کمین بارگیر اوست
هم دستگاه بحر بهین دستگاه اوست
بر آستان چرخ به منت قدم نهد
گردی که مایه و مددش خاک راه اوست
انصاف اگر گواه دوام است لاجرم
انصاف او به دولت دایم گواه اوست
روزش چنین که هست همیشه به گاه باد
کین ایمنی نتیجهٔ روز به گاه اوست
منصور باد رایت نصرتفزای او
کین عافیت ز نصرت تشویش کاه اوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به ستایش و تمجید از شخصیتی بزرگ و تاثیرگذار به نام "او" میپردازد که به عنوان منبع قدرت و امنیت در جامعه شناخته میشود. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و نمادین، قدرت و نفوذ او را در شرق و غرب جهان توصیف میکند. کلام به شکوه تخت، تابش خورشید و حرکت ستارگان اشاره میکند و نشان میدهد که همه چیز در جهان تحت سلطه و حمایت این شخصیت است. او به عنوان نماد عدالت و قدرت پایدار معرفی میشود و طول عمر و موفقیتش به یاری و حمایت مردم بستگی دارد. این متن در نهایت به آرزوی پیروزی و نصرت برای او میانجامد.