نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۴ - در مدح بهاء الدین علی انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بهاء الدین علی کز چرخ جودش

دمی دریا و کان را خوشدلی نیست

دلش با بحر اخضر توامانست

ولیکن او بدین بی‌ساحلی نیست

به نادر معدهٔ آزی بیابی

که از انعام عامش ممتلی نیست

برو در سایهٔ اقبال او رو

کز آن به کیمیای مقبلی نیست

حسودش گفت کز امثال این مرد

جهان آخر بدین بی‌حاصلی نیست

کرم گفتا بلی لیک از هزاران

یکی همچون بهاء الدین علی نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر درباره بهاء الدین علی است که با زیبایی و جودش، همچون دریا و معدن شادی در پیوند است. دل او با بحر محبت گره خورده، اما او در دنیای بی ساحل زندگی نمی‌کند. حسودان او را کم‌ارزش می‌دانند و بر این باورند که در جهانی چنین بی‌حاصلی، افرادی نظیر او وجود ندارند. اما شاعر با تأکید می‌گوید که در میان هزاران نفر، انسانی مانند بهاء الدین علی وجود ندارد و او از نعمت‌های خاص برخوردار است.