نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۵ - در هجای بخیلی گفته انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ممسکی جست مر مرا در بلخ

که همه شهر اندر آن بندند

تا ببینند خواجه کجاست

کس ندیدست و جمله خرسندند

من ندیدم ولیک تا نه چرا

می‌ببرند تا بپیوندند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به جستجوی شخصی به نام "ممسکی" در بلخ اشاره می‌کند. او می‌گوید که در این شهر همه به دنبال خواجه‌اند، اما هیچ‌کس او را نمی‌بینند و همه از این موضوع خرسند هستند. شاعر نیز تأکید می‌کند که خود او نتوانسته خواجه را ببیند و می‌پرسد دلیل این وضع چیست. در نهایت، او به این نتیجه می‌رسد که شاید خواجه نیز به سرنوشتی پیوسته باشد که دیگران از آن بی‌خبرند.