شمارهٔ ۲۱ - ایضا درخواست شراب کند انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ایا دقیق نظر مهتری که گاه سخا
توانی ار بچکانی همی از آتش آب
به پیش دست سخی تو از خجالت و شرم
به جای قطرهٔ باران عرق چکد ز سحاب
سه کس به زاویهای در نشسته مخموریم
به یاد بادهٔ دوشینه هرسه مست و خراب
به ذروهٔ فلک و ماه برکشیده سرود
ز چهرهٔ طرب و لهو برگرفته نقاب
امید ما پس از ایزد به جود تست که نیست
ز ساز مجلس ما هیچ جز کباب و رباب
مصاف عشرت ما بشکند زمانه اگر
تو نشکنی بتفضل خمار ما به شراب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ لذتهای زندگی، میگساری و دوستیهای صمیمانه است. شاعر از یک محفل دوستانه یاد میکند که در آن سه نفر نشسته و مشغول نوشیدن بادهاند. آنها به خاطر یادآوری شب گذشته و خوشیهایی که تجربه کردهاند، مست و شاداباند. شاعر بر اهمیت بخشش و سخاوت بزرگمردان تأکید میکند و به خدا امید میبندد. او با زیبایی زبانی، به ناپایداری روزگار اشاره میکند و از دوستش میخواهد که موجب شکستن شادکامیاش نشود. در نهایت، شعر به نوعی تقدیر از مجالس خوشی و دوستی ختم میشود.