نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۶ - شراب خواهد انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای کریمی که از نوال کفت

کان و دریا همیشه ناله کنند

روزی خلق چون مقدر شد

به کف دست تو حواله کنند

عیش خوش بر دلم حرام شدست

بامنش باز می حلاله کنند

زر نابم ده ازپی کابینش

زانچه از شیشه در پیاله کنند

شادزی تا که دایگان فلک

در کنارت هزار ساله کنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی کرامت و بزرگواری خداوند است. شاعر از خداوند می‌خواهد که برکت‌ها و نعمت‌ها را به او عطا کند و از عیش و خوشی‌های دنیا فارغ شده، می‌گوید که زندگی‌اش بدون این برکات حرام شده است. او همچنین از خدا درخواست می‌کند که زرو نعمت‌هایی به او بدهد تا شاید بتواند معشوق خود را به دست آورد و در کنار او شاد زندگی کند. شاعر به دوستی و همراهی با معشوق خود اشاره می‌کند و آرزوی سال‌های خوشی و شادی را در کنار او دارد.