نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۴ - در التماس موزه انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

تویی آن صدر که بر پایهٔ قدرت نرسد

به مثل گر سر خصم تو بر افلاک بود

دست در دامن جاه تو زند هرکه ورا

دامن دولتش از دست فلک چاک بود

زهر آسیب زمانه نکند هیچ خلل

هر کرا خدمت درگاه تو تریاک بود

زاستین کرم تست اگر درهمه عمر

دامنی بینی کزگرد فلک پاک بود

پس پسندی ز پسندیده خصالت که سه روز

پای من چون سر بد خواه تو بر خاک بود

چه خبر باشد از لشکر جاهت که درو

به حسب مشرف و عارض دهد باک بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به توصیف قدرت و مقام والای یک شخصیت می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که اگر کسی بر اساس قدرت و جاه خود برفراشته شود، برتری و عظمت او پایدار خواهد بود. او تأکید می‌کند که هر کسی که به این شخصیت خدمت کند، از زهر تلخی‌های زمان در امان خواهد بود و به نوعی شفا و نجات خواهد یافت. همچنین، شاعر از کرم و بزرگواری این فرد سخن می‌گوید و این‌که جایگاه او از تأثیرات آسمانی خالی است. در نهایت، او به محبوبیت و اعتبار لشکر او اشاره می‌کند و این‌که قدرت او از اعتبار و ویژگی‌های برجسته‌اش ناشی می‌شود.