نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۱ - از نجیب‌الدین کاتب سیاهی خواهد انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

اگر به رنج ندارد اجل نجیب‌الدین

که هیچ رنج مبادش ز عالم بدکیش

به پاره‌ای سیهی بر سرم نهد منت

به شرط آنکه دگر دردسر نیارم بیش

به وقت خواندن این قطعه دانم این معنی

به گوشهٔ دل او بگذرد که ای درویش

دل من از سیهی دادن تو سیر آمد

دل تو سیر نگشت از سپیدکاری خویش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این قطعه شاعر به ابراز احساسات خود نسبت به رنج و درد می‌پردازد. او به چنین می‌اندیشد که اگر اجل و مرگ بر او ضرری نمی‌زند، هیچ رنجی از سوی دنیا نمی‌تواند او را آزار دهد. او از کسی که موهایش را از سیاهی به سفیدی درمی‌آورد، گلایه می‌کند و می‌گوید که در صورت عدم ایجاد دردسر جدید، به این وضعیت رضایت می‌دهد. مضمون کلی این شعر به تامل در مورد رنج و درد و کیفیت زندگی اشاره دارد و نشان می‌دهد که دل شاعر از نارضایتی به علت رفتار دیگران سیر است، در حالی که دل آن شخص از رفتار خود سیر نشده است.