نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۵ - در عذر بدمستی خویش انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای فلک با کمال تو ناقص

وی جهان بی‌نوال تو درویش

گم کند راه مصلحت تقدیر

گرنه تدبیر تو بود در پیش

همچو معنی که در بیان باشد

در جهانی و از جهانی بیش

دوش دور از تو ای مدبر عقل

نه به تدبیر عقل دوراندیش

جمع ضدین کرده در زنبور

لطفت از نوش انتقام از نیش

پیشت از گونه گونه بی‌نفسی

که نگون باد نفس کافرکیش

کرده‌ام آنکه یاد آن امروز

می‌کند جانم از خجالت ریش

هیچ دانی که روی عذری هست

تا بخواهم زنابکاری خویش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی تضادها و نواقص زندگی انسانی در مقایسه با کمال خداوند می‌پردازد. شاعر ابتدا به عظمت و کمال خدا اشاره می‌کند و سپس نواقص و محدودیت‌های انسانی را یادآوری می‌نماید. او تأکید می‌کند که تدبیر و عقل انسان نمی‌تواند به تنهایی کفایت کند و ممکن است در برخی مواقع به بی‌راهه برود. همچنین، او به تضادهای موجود در زندگی، مانند شیرینی و تلخی، اشاره می‌کند و یادآوری می‌کند که انسان به خاطر اشتباهات و ضعف‌های خود دچار خجالت و ناراحتی می‌شود. در نهایت، شاعر به نوعی حس عذرخواهی و درخواست کمک از خداوند را ابراز می‌کند.