نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۷ - در منع توزیع با جمال‌الدین مسعود گوید انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای به طالع چو نام خود مسعود

وی به همت چو رای خویش رفیع

آسمان آن مطاع عالم کون

امر و نهی ترا به طوع مطیع

تیره ماه امید را داده

به صبای وفا مزاج ربیع

دو طلایه است حزم و عزم ترا

سیرشان جاودان بطیء و سریع

مدتی شد که در مصالح من

بوده‌ای هم تو خصم و هم تو شفیع

عاطفتهای خاص تو دادست

صد رهم بی‌نیازی از توزیع

بدعتی تو منه در این مدت

که بود از خصایص تو بدیع

به خدایی که جز بدو سوگند

هست شرک خفی و فحش شنیع

که به ترویج این خطم هرگز

این توقع نبود از آن توقیع

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به تمجید از مسعود می‌پردازد و او را شخصیتی برجسته و باهمت می‌داند. او از قدرت مسعود در تصمیم‌گیری و اثرگذاری بر جهان صحبت می‌کند و امیدوار است که او همچنان به راه درست ادامه دهد. شاعر به تضاد احساسات خود اشاره می‌کند و می‌گوید که در مدت اخیر مسعود هم رقیب و هم حامی او بوده است. همچنین از او می‌خواهد که در این مدت بدعتی ایجاد نکند و بر اصول و خصایص مثبت خود پایبند بماند. در انتها، شاعر بر اهمیت صداقت و خلوص در نیت تأکید می‌کند.