شمارهٔ ۳۱۶ - در هجو انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
نه نجیب از پی آن شد به فلک بر کورا
همتی بود که آن میشد و او بر فتراک
واینکه در خاک فتادست کنون هم زان نیست
که گزافیست ز دوران و بدی از افلاک
فلک از دور همی دیدش کی دانست او
که نه با صورت خوبست و نه با سیرت پاک
برکشیدش ز جهان تا به مقامی که ازوی
هرکه برتر شود ایمن بود از بیم هلاک
چون بدیدش که کسی نیست رها کردش باز
تا دگرباره نگونسار درافتاد به خاک
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این بیتها به توصیف و تحلیل حالت انسانی میپردازند که به رغم تلاشها و زحماتش، در نهایت به وضعیت نامطلوبی دچار میشود. شخصیت اصلی در تلاش است تا به مقام و جایگاهی برتر برسد، اما به دلیل ناپاکی و نادرستی که در وجودش است، از آسمان (فلک) رها میشود و دوباره به زمین (خاک) باز میگردد. سخن از این دارد که صرف نظر از زیبایی ظاهری، شرافت و نیکی باطن نیز اهمیت دارد و بد نیست که انسانها از آفات و چالشهای زندگی در امان بمانند. این متن به نوعی تأملی بر سرنوشت انسان و تأثیر اخلاق و نیت بر نتایج زندگی است.