شمارهٔ ۳۳۱ - از بزرگی درخواست کاغذ سپید کند انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
زندگانی مجلس سامی در اقبال تمام
چون ابد بیمنتها باد و چو دوران بر دوام
آرزومندی به خدمت بیش از آن دارد دلم
کاندرین خدمت توان کردن به شرح آن قیام
هست اومیدم به صنع و لطف حق عز اسمه
کاتصالی باشدم با مجلس عالی به کام
باد معلومش که من خادم به شعر بلفرج
تا بدیدستم ولوعی داشتستم بس تمام
شعر چند الحق به دست آوردهام فیما مضی
قطعهای از عمرو و زید و نکتهای از خاص و عام
چون بدان راضی نبودستم طلب میکردهام
در سفرگاه مسیر و در حضرگاه مقام
دی همین معنی مگر بر لفظ من خادم برفت
با کریمالدین که هست اندر کرم فخر کرام
گفت من دارم یکی از انتخاب شعر او
نسخهای بس بینظیر و شیوهای بس بانظام
عزم دارم کان به روزی چند بنویسم که نیست
شعر او مرغی که آسان اندرون افتد به دام
لیکن از بیکاغذی بیتی نکردستم سواد
هست اومیدم که این خدمت چو بگزارد تمام
حالی ار دارد به تایی چند به یا ناسره
دستگیر آید مرا اما عطا اما به وام
از سر گستاخی رفت این سخن با آن بزرگ
تا بدین بیخردگی معذور دارد والسلام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به توصیف زندگی و آرزوهای شاعر در عرصه شعر و ادب میپردازد. شاعر به اهمیت و دوام مجالس ادبی اشاره میکند و از آرزوی خود برای خدمت بیشتر به شعر سخن میگوید. او امید دارد که با لطف خداوند به مجلسهای عالی دست یابد و از افتخارات دیگران نیز استفاده کند. شاعر اعتراف میکند که شعرهای خوبی دارد، اما از کاغذ و امکانات لازم برای نوشتن آنها بیبهره است. او تصمیم دارد که به زودی شعرهایش را بنویسد و در نهایت به خاطر جسارتش در نقل این سخن از شخص بزرگمرتبهای عذرخواهی میکند. متن به طور کلی نشاندهنده عشق و تلاش شاعر برای ارتقاء در عرصه شعر است.