شمارهٔ ۳۳۲ - در نقدی که یکی از امرا در مرثیهٔ سیدابوطالب نعمه بدو کرده بود گوید انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
به نظم مرثیهای در که چون ز موجب آن
یتیموار تفکر کنم برآشوبم
امیر عادل در یک دو بیت نقدی کرد
هنوزش از سر انصاف خاک میروبم
وزان نشاط که آن نظم ازو منقح شد
چو سرو نو ز صبا پای حال میکوبم
زهی مفید که تنبیه کرد بی زجرم
زهی ادیب که تعلیم داد بیچوبم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ستایش یک نظم مرثیهای میپردازد که تأثیر عمیقی بر او گذاشته است. او به یاد یتیم وار و اندوهناک خود، به تفکر در مورد آن نظم میپردازد و احساساتش را تحت تأثیر قرار میدهد. شاعر همچنین به فردی به اسم امیر عادل اشاره میکند که نقدی بر این نظم کرده است، و او همچنان با انصاف به نقد ادامه میدهد. از نشاط به دست آمده از این نظم و تاثیر آن بر روانش، به مانند سرو جوان از نسیم میرقصد. در انتها، شاعر به اهمیت آموزنده بودن آن فرد و تأثیر مثبت او بر رشد فکریاش اشاره میکند.