نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴ - در هجو صفی محمد تاریخی انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

صفی محمد تاریخی از خدای بترس

به خانه باش و میا تا گهی که خوانندت

فصیح و گنگ به تعریض چند گویندت

جوان و پیر به تصریح چند رانندت

گمان بری که ظریفی ولی نمی‌دانی

که پیش مردمک دیده می‌نشانندت

هزار ... خر اندر ... زن آن قوم

که تا فجی بنمیری ظریف دانندت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به ترس از خداوند اشاره می‌کند و از فرد می‌خواهد که در خانه بماند و از رفتار ناشایست دوری کند. او به این نکته اشاره دارد که مردم ممکن است او را به ظرافت و باطن خود بشناسند، ولی در واقعیت او را به شکلی نادرست قضاوت می‌کنند. به طور کلی، شعری درباره درک نادرست مردم از یک شخص و فرار از سرزنش‌ها و قضاوت‌های آنان است.