نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶۴ - در نصیحت انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

غم به تکلف به سر من مبار

زانکه به سعی تو تن آسان شوم

من خود اگر مادر غم اژدهاست

تا که بزاید به سر آن شوم

پرسی و گویی که ز من بد مگوی

روز دگر با تو دگرسان شوم

چون تو نیم من که به هر خورده‌ای

گه به فلان گاه به بهمان شوم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس غم و درگیری شاعر با این احساس می‌پردازد. شاعر می‌گوید که نباید غم به او فشار بیاورد، زیرا او به واسطهٔ تلاش معشوقش می‌تواند به آرامش برسد. او اشاره می‌کند که اگرچه غم در او وجود دارد، اما امیدوار است که روزی از آن رها شود و تغییر کند. به‌خودش می‌گوید که اگر معشوقش او را رها کند، ممکن است در آینده احساساتش نسبت به او متفاوت شود. شاعر در نهایت به این نکته اشاره می‌کند که او عواطفش تحت تأثیر رفتار و حضور معشوق است.