شمارهٔ ۴۱۱ - حضور دوستی خواهد انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای زمین را ز بهر خدمت تو
آسمان بارها ثنا گفته
وی به الماس خاطر وقاد
در اسرار اختران سفته
ز اعتدال بهار خاطر تو
بوستان کمال بشکفته
دامن همت تو گرد فساد
از محیط فلک فرو رفته
من ز بیداری قضا و قدر
روزها همچو بخت خود خفته
تو نپرسی که آخرت چون زد
بر زمین آسمان آشفته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از زمین و آسمان سخن میگوید که برای خدمت به انسانها و زمین همواره ثنا گفتهاند. شاعر به زیبایی بهار و شکوفایی بوستان اشاره میکند و بیان میکند که اراده و تلاش انسانها میتواند هر فساد و نقصی را از بین ببرد. او همچنین به سرنوشت و قضا و قدر اشاره میکند و بیان میکند که روزها مانند سرنوشتش خوابیدهاند. در نهایت، شاعر از آشفتگیهای دنیا و آینده میپرسد و به تفکر در مورد تأثیرات آن میپردازد.