شمارهٔ ۴۱۵ - در مرثیهٔ مجدالدین ابوالحسن عمرانی انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
هیچ میدانی که در گیتی ز مرگ بوالحسن
چرخ جز قحط کرم دیگر چه دارد فائده
ای دریغا آنکه چون یادش کند گوید جهان
ای دریغا حاتم طایی و معن وائده
روزهٔ روزی درآمد خواجه بیروزی مباش
یاد میکن ربنا انزل علینا مائده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به غم و اندوه مرگ بوالحسن اشاره دارد و نشان میدهد که پس از او، زندگی کمرنگ و بیفایده به نظر میرسد. شاعر از فقدان او حسرت میخورد و به یاد آن بزرگمرد میافتد. همچنین به موضوع روزی و نعمتهای الهی اشاره میکند و دعا میکند که خداوند بار دیگر رحمتش را نازل کند. بنابراین، شعر به یادآوری فضایل و بخشندگی بوالحسن و همچنین نیاز به کمک و رحمت الهی میپردازد.