شمارهٔ ۴۱۲ - شراب خواهد انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
بار خدایا به فضل بندهٔ خود را
گر بتوانی فرست پارهٔ باده
زان می آسوده کز پیاله بتابد
چون ز بلور سپید بسد ساده
زانکه بدو تند کره رام توان کرد
زانکه ازو گردد ایستاده فتاده
زانکه مرا کرهایست تند و زنخ سخت
سرکش و بدخو میانهٔ گلهزاده
بنده بدو جز به می سوار نگردد
ور نبود می بماند بنده پیاده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از خداوند درخواست میکند که به او کمک کند و پارهای از شراب (باده) به او عطا کند. این شراب باعث آرامش و شادابی او میشود. شاعر به تندی و سرسختی خود اشاره میکند و میگوید که فقط با شراب میتواند بر مشکلاتش فائق آید و در غیر این صورت در زندگی خود احساس ناتوانی میکند. به طور کلی، این شعر بیانگر نیاز انسان به تسکین و سرخی در زندگی از طریق نیایش و شراب است.