نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵۶ - در شکایت و تقاضای الطاف صاحب انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای صاحبی که صدر وزارت ز جاه تو

با اوج آفتاب زند لاف برتری

فرمان تو که زیر رکابش رود جهان

با روزگار سوده عنان در برابری

بر هر که ابر عاطفتت سایه افکند

تا حشر باقیست چو دریا توانگری

دست تو رازقست و ضمیر تو غیب‌دان

بی‌دعوی خدایی و لاف پیمبری

احوال مبرمی و گدایی شاعران

دانند همگنان که مه شعر و مه شاعری

شد مدتی که عزم زمین‌بوس تازه کرد

در خدمت مبارک میمونت انوری

واکنون بر آستانهٔ عالیت روز و شب

کش آسمانه باد پر از ماه و مشتری

از لطف شامل تو طمع دارد این قدر

کاخر چه می‌کنی و کجایی چه می‌خوری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به ستایش و تمجید از قدرت و مقام بالای وزیری می‌پردازد که به مانند خورشید برتری خود را نمایش می‌دهد. او اشاره می‌کند که سرنوشت جهان تحت فرمان این وزیر است و محبت او بر همه افراد سایه می‌افکند. استادانه، شاعر از ثروت و احسان وزیر یاد می‌کند و به توانایی‌های او در حل مسائل و تامین نیازها اشاره می‌کند. همچنین، شاعر خود را به عنوان کسی معرفی می‌کند که در خدمت این وزیر است و به او احترام می‌گذارد. در نهایت، شاعر از وزیر می‌پرسد که در حال حاضر چه کار می‌کند و چه می‌خورد، نشان‌دهنده علاقه و کنجکاوی او نسبت به وضعیت وزیر است.