شمارهٔ ۴۵۹ - در مذمت کسی گفته انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ز جنس مردمان مشمار خود را
گرت یزدان زری دادست و زوری
هنر باید چه روباهی چه شیری
خرد باید چه قارونی چه عوری
ز خشم غالب و از حرص با برگ
همین دارند هر ماری و موری
ز اسب و تخت تو رشکم نیاید
نه من همچون توام کری و کوری
چه رشک آید از آن چیزم که گردون
اگر پیش آردت تلخی و شوری
از این داغی بماند یا دریغی
وزان دودی برآید از تنوری
چو بر تختی جمادی بر جمادی
چو بر اسبی ستوری بر ستوری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به اهمیت انسانیت و ویژگیهای درونی انسان میپردازد. او میگوید که اصل انسانیت به ویژگیهای شخصی مانند هنر و خرد بستگی دارد، نه به ثروت یا قدرت ظاهری. همچنین به انتقاد از حسادت و حرص میان انسانها اشاره میکند و بیان میکند که این ویژگیهای منفی در همه موجودات وجود دارد. او تأکید میکند که افتخار به مقام و ثروت چیزی نیست و اصل و نسب انسان باید به درون او و خصایص روحیاش مربوط باشد. در نهایت، شاعر به بیارزش بودن مقامهای ظاهری اشاره میکند و میگوید که هیچ چیز مهمتر از انسانیت و ویژگیهای درونی نیست.